سلامت باشیـــــــد - زبان خوراکیها جلد سوم
 
 

بيمارى برى برى
((برى برى )) يك بيمارى قديمى است ، بطورى كه در يك كتاب چينى كه در پنجهزار سال پيش نوشته شده ، به آن اشاره گرديده ، اين بيمارى كه به صورت فلج عضلانى در اختلالات عصبى ظاهر مى شود، يك مرض بومى در خاور دور مى باشد كه در سالهاى گذشته گاهگاهى به صورت همه گير شايع شده ، و تعداد زيادى را از بين برده است و اين بيمارى نتيجه خوردن برنج سفيد كرده مى باشد. مطالعه در اطراف آن منجر به كشف ويتامينهايى گرديد و معلوم شد كه در پوسته خارجى چلتوك يك ماده غذايى وجود دارد كه فقدان آن علت اصلى اين بيمارى است و دانشمندان توانسته اند آن را از پوست برنج استخراج كرده و به نام ويتامين ((ب 1)) نامگذارى نمايند. اين بيمارى با اينكه نتيجه خوردن برنج سفيد كرده است معذلك هرگز به صورت كامل و به صورت يك مرضى بومى در ايران حتى در سواحل بحر خزر ديده نشده است ، و آن چند علت دارد:
1- پزشكان و داروسازان سنتى ايران بيمارى ((برى برى )) را مزوره مى گفتند، و عقيده داشته كه اين مرض در نتيجه خوردن برنجهاى لعابدار كه در خاور دور به عمل مى آيد باشد، و برنجهاى ايران و هند فاقد اين مضرات مى باشند.
2- يكى ديگر از دلايل عدم وجود بيمارى ((برى برى )) در اطراف درياى مازندران نفوذ مذهب اسلام مى باشد. زيرا خوردن مشروبات الكلى ((ويتامين ب )) موجود در بدن را از بين برده ، و باعث تشديد اين بيمارى مى شود و چون دهقانان به علت آنكه مشروب در اسلام حرام است ، از خوردن آن امتناع مى نمايند، دچار كمبود اين ويتامين نشده ، و تندرست مى مانند.
3- علت سومى كه مى توانيم براى عدم ابتلاى به اين بيمارى بيان كنيم ، اين است سواحل بحر خزر سبزى فراوان است و ساكنان آنجا به خوردن سبزى علاقه زياد دارند: و نيز مى توان گفت كه آنها هرگز كته را خالى نمى خوردند و غالبا با ماست يا پنير تناول مى نمايند كه در آنها نيز ويتامين ((ب 1)) زياد وجود دارد.
سوپ چلتوك
با اينكه بيمارى ((برى برى )) در ايران به صورت يك بيمارى بومى ديده نمى شود، معذلك مى توان گفت كه ايرانيان به طور كلى از عوارض كمبود ويتامينهاى ((ب )) مصونيت ندارند و عوارضى در همه ماها كه با برنج تغذيه مى نماييم ديده مى شود كه عامل اصلى آن خوردن برنج سفيد شده است و روى اين اصل در كتاب اعجاز خوراكيها به خوانندگان توصيه شده است كه گاهگاهى سوپى از پوست برنج ترتيب داده و با غذا ميل نمايند. اين سوپ بيش از آنچه متصور بود مفيد واقع شد، بطورى كه عده اى آن را اكسير جوانى و آب حيات لقب دادند، و از خوردن آن در خود احساس ‍ وجد و شعف فوق العاده كرده ، و جوانى از دست رفته را به دست آوردند. شما نيز مى توانيد از اين غذاى سلامتبخش استفاده كنيد.
كته و چلو
غالبا از ما مى پرسند كه كته مفيدتر است يا چلو... در جواب بايد بگوييم كه داروسازان سنتى ايران خوردن برنجهاى لعابدار را به صورت كته جايز ندانسته ، و عقيده داشتند كه بايد آنها را خيس كرد و بعد از شستشو جوشاند و چندين بار آبكش نموده تا بكلى لعاب آنها گرفته شود، ولى در برنجهاى ايرانى اين علت وجود ندارد، و مى توان آن را به صورت كته هم خورد. بعقيده پزشكان سنتى ايران طبيعت برنج صاف كرده سرد، و برنج صاف نكرده كمى گرم است . كسانى كه مزاج سرد دارند بايد كته بخورند و كسانى كه مزاجشان گرم است ، بايستى برنج را به صورت چلو مصرف نمايند.
بر خلافهاى فرنگيها و فرنگى مآبها، برنج غذاى خوب . مفيدى است و اروپاييان كه برنج را تكذيب كرده اند مقصودشان همان برنجهاى سفيد لعابدار است ، نه برنجهاى قرمز و پرورش يافته ايرانى . برنجهاى ايرانى مخصوصا اگر با روشهاى سنتى تهيه شوند، و هيچگونه عيب و ضررى در آنها نيست ، و يگانه زيان آنها چاق كردن است ، به همين جهت كه ما همواره توصيه مى نماييم كسانى كه استعداد چاق شدن دارند، نبايد در خوردن آن افراط نمايند. اكنون اجازه فرماييد دانه هاى برنج خود را معرفى نمايند: دانه هاى ما را 12 تا 14 درصد آب ، 80 درصد مواد نشاسته اى و قندى ، 5 تا 9 درصد مواد سفيده اى ، كمى چربى و كمى تركيبات فسفردار دارند. جوشانده 30 تا 40 در هزار دانه هاى برنج براى معالجه اسهال توصيه مى شود . بهترين ضماد آرد من جهت رفع مبتلايان به اسهال ، كته با ماست و كته با سماق است . ضماد آرد من جهت رفع التهابات پوستى و پودر كوبيده آن جهت بر طرف كردن قرمزى اطراف دستگاه تناسلى اطفال كه در اثر تماس با پيشاب قرمز شده باشد، به كار مى رود. آرد برنج جهت تغذيه اطفال مخصوصا به صورت حريره غذاى بسيار مفيدى مى باشد.
شير برنج : يكى از غذاهاى سنتى ايران شير برنج است كه معمولا آن را با شكر يا شيره مى خورند، اين غذا نيز چاق كننده و مقوى قواى تناسلى است ، و خوردن سرد آن مسكن تشنگى و مسكن اسهال صفراوى بوده ، بهترين غذا براى مبتلايان به اسهال خونى ، دل پيچه و زخم روده مى باشد، و براى رفع احتقان رحم و امراض گرده و مثانه نافع است و خوردن آن رنگ رخساره را باز و نيكو مى نمايد و براى مسلولين غذاى بسيار نافع است و مفيدى مى باشد. مخصوصا اگر آن را با شير الاغ پخته باشند. تهيه شير برنج با برنجهاى لعابدار خوب نيست و غذاشناسان آن را منع كرده اند، تنقيه آب خيسانده برنج ، جهت رفع اسهال و دوالى (واريس )، دل پيچه و زخم معده نتايج نيكو دارد و براى اين كار اگر برنج را بطورى بو دهند كه رنگ سرخ و تيره و سياه نشود و نسوزد، وبعد ده تا پانزده مثقال آن را صاف كرده ناشتا بياشامند، جهت امراض مذكور و رفع كرم معده و بند آوردن قى سودمند مى باشد. نوشيدن آب خيسانده برنج بدون نمك مسكن عطش زياد است ، اگر آب خيسانده مرا با هم وزن آن شير مخلوط كرده ، ده روز متوالى بنوشند، براى تقويت قواى شهوانى ناقع مى باشد. بالا كشيدن گرد برنج در بينى خون دماغ را بند مى آورد، شستشوى با آب خيسانده من سوراخهاى پوست بدن را باز مى كند. ماليدن آن با آب خربزه جهت رفع كك و مك و آثار جلدى مفيد است . ضماد آرد من با پيه بز جهت باز شدن دهانه دمل و پاشيدن آن جهت جراحات تازه مفيد است . و چون جواهر مخصوصا مرواريد با آب جوشانده برنج يا بهتر با آب شلتوك برنج بشويند، چرك آن را زائل كرده ، و به آن جلا مى دهد و همچنين اگر آرد بسيار نرم مرا به آن بسايند و بعد خشك كرده بشويند، و چند مرتبه تكرار نمايند، بسيار صاف و با جلا مى شود.

اسم من ((كتان )) است !
فارسى من كتان است . در بلوچستان به زبان محلى به من ((آلسى )) گويند. عربى من فارق و ملسج است ، ولى اعراب بيشتر به من كتان با تشديدتا مى گويند، از الياف من مانند الياف كنف پارچه اى مى بافند كه به پارچه اى كتانى معروف است ، و بهترين پوشاك تابستانى است ، زيرا به تن نمى چسبد و رطوبت و عرق بدن را جذب مى كند. مخصوصا نو و نشسته آن . پوشيدن لباس كتانى براى لاغر شدن و همچنين درمان امراض جلدى سودمند مى باشد.
بخور الياف گياه من دماغ را باز مى كند و براى زكام مفيد است . پاشيدن گرد سوخته آن خون و چرك جراحات را جمع مى كند، مخصوصا اگر جوف زخم را از پارچه كتانى پر نمايند. براى زخم بندى پارچه هاى كتانى بهتر از پارچه هاى پنبه اى و پشمى است ، و به همين جهت توصيه مى شود كه باند و گاز با آن تهيه نمايند.
برگ من به صورت سرنيزه و گلهاى من خوشه اى به رنگهاى زرد، آبى و سفيد است ، و گل من صبح زود باز مى شود و بعدازظهر بسته مى شود، بوييدن گل من مفرح و مقوى قلب مى باشد.
من انواع و اقسام زيادى دارم ، كتان معمولى گلش سفيد و كتان زينتى گلش ‍ قرمز است ، من در اكثر نقاط ايران كشت مى شوم ، و زادگاه اوليه من قفقاز و كناره هاى بحر خزر مى باشد.
تخم كتان
من دانه هاى ميوه كتان هستم ، به من بزرك و برزك هم مى گويند. خوردن من با عسل جهت سرفه و يك مثقال آن به تنهايى يا با ادويه مناسب جهت پاك كردن سينه و نفخ و تحليل ورمهاى داخلى توصيه شده است . بو داده من قابض بوده ، و جهت بند آوردن خونريزى سينه و سرفه خونى نافع است . خوردن مرتب دانه هاى من هر روز نيم مثقال جهت تسكين درد روده ، زياد شدن ادرار، عرق و حيض و نرم كردن مزاج و زخم كليه است سودمند مى باشد. چون يك مثقال مرا در آب جوشانده و لعاب آن را با تخم آن بنوشند براى ريزاندن سنگ كليه مجرب مى باشد. با عسل جهت ورم اسپرز و با كمى فلفل و عسل جهت تحريك شهوت مايوسان امتحان خوبى داده است . تنقيه جوشانده من جهت اخراج فضولات و چسبندگى روده نافع مى باشد، نشستن در جوشانده دانه هاى من و دود آن مصلح حال رحم مى باشد، ضماد دانه هاى من جهت ورمها و زخمهاى سخت و با انجير جهت كك و مك و با عسل جهت ترك ناخن و با بوره و خاكستر جهت زگيل و با روغن كنجد جهت زخمهاى جلدى مفيد مى باشد. پاشيدن سوخته دانه هاى من جهت بهبود جراحات و تسكين درد سودمند مى باشد. جوشانده غليظ من جهت قولنج انسانى و حيوانى هر دو تجويز شده است . دانه هاى من بهترين دانه براى پرندگان خوش الحان مخصوصا قنارى است ، و لعاب فراوان دانه هاى من خلطآور بوده و براى نرم كردن سينه و درمان سرفه مفيد است ، و آواز را صاف مى نمايد.
مقدار خوراك دانه هاى من به صورت دمكرده 20 در هزار دو فنجان در روز است . خيسانده يك قاشق دانه هاى من را در نصف ليوان آب سرد، با كمى قند صبح ناشتا مى توان نوشيد، براى درمان ورم روده مى توان 15 گرم دانه مرا همراه با هشت گرم گرد شيرين بيان در نيم ليتر آب جوش دمكرده ، پس ‍ از صاف كردن با كمى عسل نوشيد.
بذر من به علت دارا بودن فسفر غذاى خوبى براى اطفال و پرندگان است ، همچنين مى توان جوشانده پنجاه در هزار آن را تنقيه كرد. آرد دانه هاى مرا مى توان به صورت خمير در آورد و پس از گرم كردن آن را در روى پارچه اى گذاشته و روى پوست قرار داد تا التهاب آن از بين برود، ضماد من ضد عفونى كننده پوستى است . ضماد من با آب سرد جهت صداع و جوشهاى جلدى و التهابات پوستى نافع است و با اسفرزه جهت تسكين درد مفاصل و سياتيك و نقرس تجويز مى شود. گرد دانه هاى مرا بايد تازه به كار برد. زيرا زود فاسد مى شود.
كتان مسهلى
فارسى من كتان مسهلى است ، اعراب به من كتان المسهل گويند. من در اطراف تهران ، ارتفاعات البرز، شمال لوشان ، ارتفاعات دماوند، شهرستانك ، توچال ، پلور، پس قلعه ، دربند، كوههاى خشك بروجرد، كوههاى لرستان و ارتفاعات الوند بطور خودرو به عمل مى آيم ، و اكثرا مرا در قسمت سايه جنگلها، كنار رودخانه ها و پاى ديوارها مى توان يافت . گلهاى من كوچك سفيد رنگ ، كمى خميده يا آويخته مى باشد. كليه قسمتهاى گياه من مسهل ، ملين و پيشاب آور است ، و براى درمان استسقا تجويز مى شود. قسمتهاى مختلف گياه من داراى يك ماده تلخ ، يك رزين و يك ماده رنگى زرد است . از برگ تازه من چهار تا هشت گرم به عنوان مسهل مى توان استفاده كرد. مقدار خوراك برگ خشك من چهار گرم است ، از دمكرده 15 در هزار برگ من مى توان يك فنجان نوشيد.
روغن بزرك
به روغن دانه هاى من روغن بزرك مى گويند. روغن من زود خشك مى شود، و با آن روغن جلا مى سازند كه در نقاشى زياد مصرف دارد، براى تهيه روغن استكاتيف كه معنى روغن خشك شونده است ، روغن بزرك را آنقدر حرارت مى دهند كه آتش بگيرد و بعد آن را خاموش مى نمايند. روغن باقيمانده روغن اسكاتيف است ، از روغن بزرك مى توان براى نرم كردن شكم از راه تنقيه استفاده كرد. از بعضى نژادهاى تخم كتان تا 46 درصد روغن به مى آيد.
براى نرم كردن سينه و شكم مى توان دانه كتان رانجويده با كمى آب بلعيد، و يا در آب خيس كرد و لعاب آن را نوشيد، روغن بزرك مانند روغنهاى گردو، تخم توتون و روغن دانه هاى انگور داراى خواص ويتامين (اف ) مى باشد و به همين جهت است كه براى رفع التهابات جلدى موثر مى باشد و براى معالجه مرض قند و رفع يبوست به كار برد.
من ((خرمالو)) هستم !
فارسى من خرمالو است . در گرگان به انواع من ((آندو خرما)) در مازنداران ((انجير خرما)) در طوالش ، ((آمبرو))، در آستارا ((اربه )) در رامسر خرمندى و خروندى مى گويند. در نور كجور و آمل به درخت نر من كلهو و كهلو و به درخت ماده من فرمونى نامگذارى كرده اند.
درخت من در جنگلهاى شمال و جنوب ايران مى رويد، و در تهران و شهرهاى ديگر مرا پرورش داده و پرورش يافته من بدون هسته مى باشد، ميوه من قرمز رنگ ، خوش طعم داراى مواد صمغى و مازوتى است . ميوه من موقعى كه كال است ، به علت داشتن مواد مازوتى گس مى باشد، ولى پس از رسيدن تانن آن تبديل به چندين نوع قند مى شود و طعم آن گوارا مى گردد، تاكنون در حدود دويست نوع از من ديده شده است . ميوه من شبيه گوجه فرنگى و داراى پوست نازك است ، من سرشار از ويتامينهاى آ، ب و ث هستم ، ميوه من سينه را نرم مى كند، ولى آن را موقعى بايد خورد كه كاملا روى درخت رسيده باشد، ميوه هاى كال من كه خارج از درخت مى رسند، منافع كمترى دارند. براى درمان اسهال خونى سيصد و تا پانصد گرم ميوه رسيده مرا صبح ناشتا ميل نماييد، دانه ميوه من كوبيده و به صورت گرد در آمده باشد، سنگ كليه و مثانه را مى ريزاند، بدون آنكه به عمل جراحى احتياج شود. در صنعت قنادى با ميوه من انواع شيرينى و مارمالاد درست مى كنند. مربا و كمپوت من نيز خوشمزه و مفيد است .
اسم من ((اوكاليپتوس )) است !
برگهاى من خاصيت ضد عفونى دارد. جوشانده برگم ضد تب و لرز است . براى رفع برنشيت از من سود بريد. جويدن برگهايم لثه را محكم مى كند. اگر مسلولين از جوشانده برگ من استفاده كنند، نتايج مفيد در دفع اخلاط مى گيرند...
زادگاه اوليه من جنگلهاى طبيعى استراليا مى باشد، به همين جهت در ايران و ساير كشورهاى جهان من را به همان نام اصلى يعنى ((اوكاليپتوس )) مى نامند. ارتفاع درخت من در زادگاه اوليه تا 150 متر و قطر درخت من تا 25 متر ديده شده ، ولى در خارج از استراليا طول من تاكنون از چهل متر تجاوز نكرده است . اعراب مرا ((شجرة الكافور)) ناميده اند و اين اشتباه است ، زيرا داروسازان سنتى ايران لقب را به اقحوان يعنى بابونه گاو چشم داده اند و من انواع و اقسام دارم كه دو نوع آن در ايران كاشته شده است ، يكى اوكاليپتوس با برگ گرد و گوشتى ، و يكى كه هم اوكاليپتوس معمولى كه نوع اول خواص طبى بيشترى دارد، در بلوچستان مخصوصا در باغ كشاورزى زايل كاشته شده ، و نوع دوم كه اكاليپتوس معمولى است در چندين سال پيش در مازندان كاشته شده است . ريشه آن زمين را جذب مى كند و به همين چهت براى خشك كردن باتلاقها آن را مى كارند. در تهران نيز اين نوع زود رشد مى كند، ولى چون ريشه هاى آن حوضها را باغچه ها و كف حياط را از بين برده و خراب مى كند، كشت آن كم شده است . چوب درخت من سخت و با دوام بوده و هرگز نمى پوسد، برگهاى تازه درختم تا پنج درصد اسانس اكاليپتوس - يك ماده تلخ - كمى تانن و كمى مواد صمغى دارد.
از نظر درمانى تنها برگ من كه داراى خاصيت ضد عفونى كننده است به كار رفته ، و از آن اسانس اوكاليپتوس مى گيرند.
برگ و اسانس من به طور بخور براى ضد عفونى كردن محيط فضاى ساختانم به كار مى رود. برگ من با اينكه قابض است ، هرگز براى بند آوردن اسهال به كار نمى رود. جوشانده برگ من ضد تب و لرز است و در اين خاصيت به پايه چوب گنه گنه نمى رسد، ولى اثر آن در معالجه نزله ، برنشيب چركى و ساده قطعى است . جوشانده برگ من اخلاط را دفع مى كند و به همين جهت براى مسلولين جهت تسهيل در خارج شدن اخلاط تجويز مى شود، مشروط بر اينكه تب نداشته باشند.
به علت خاصيت ضد عفونى كننده و قابض كه من دارم ، مى توان مرا بهترين دارو جهت ضد عفونى كردن مجارى ادرار مرد و زن به كار برد تا ترشحات ميكروبى آنها را بر طرف كند و چرك آن را از ببرد، جويدن برگ من لثه را محكم مى كند و بوى بد دهان را از بين مى برد. جوشانده غليظ برگ من براى شستشوى زخمهاى چركى مخصوصا شستشوى گوش به كار مى رود. اسانس من جهت از بردن شپش بهتر از گرد ((د.د.ت )) مى باشد زياده روى در خوردن من چندان خوب نيست . زيرا موجب فلج دستگاه تنفس ، ورم روده ، ورم كليه و پيدا شدن خون در ادرار مى گردد. مقدار خوراك من دو تا سه فنجان در روز از دمكرده بيست تا پنجاه در هزار از برگ من است . مرا به طور بخور و گاهى به صورت سيگارت به كار مى برند.
من ((لاله سرنگون )) هستم !
در شيراز گلى هست كه مى گريد و اشك مى ريزد و يكى از زيباترين گلهاى وحشى است كه به گل اشك و گل عاشق مى گويند.
اكنون اجازه بفرماييد، اين گل عاشق پيشه خود را به شما معرفى كند. فارسى من گل سرنگون - لاله واژگون - اشك خونين و لاله احمر مى باشند. عربى يك نوع من الكليل الملك است و فرنگيها به من ((فرى تيلرامپريال )) مى گونيد كه ترجمه الكيل الملك است . من گياه و گل زيباى ايرانى هستم و از ايران مرا به علت قشنگى اى كه دارم به خارج برده و پرورش داده اند. من در اكثر كوهستانهاى ايران مخصوصا كوههاى بختيارى ، كوههاى قصر شيرين و صحنه ، كوههاى كردستان و شمال غربى ايران مى رويم و تاكنون شصت گونه از من شناخته شده است . پياز من به صورت يك غده متورم ، گوشتدار بوده و داراى مقدار زيادى نشاسته و چندين عامل دارويى است و چون تازه باشد سمى بوده و قابل خوردن نيست ، ولى در چين سميت آن را گرفته و در آشپزى از آن استفاده مى كنند.
در طب سنتى چين كه اين روزها شهرت جهانى پيدا است كه به آن گل من تحت نام ((پى مو)) يا ((پى اى )) استفاده مى نمايند.
ضماد پياز من براى از بين بردن تاول و ورمهاى سخت مفاصل بسيار نافع است .
اكليل الملك
من يك لاله واژگون هستم كه در فارسى به من گياه قيصر مى گويند. رنگ گل من زرد، بنفش ، و گاهى سفيد است . ميوه من مثل غلاف تخم ترب و هلالى است و در ميان غلاف تخم گردى كوچكتر از خردل شبيه شنبليله وجود دارد.
در طب سنتى ايران تنها از بذر من استفاده مى كردند.
بذر من مقوى و نرم كننده اعضاست ، چه بخورند و چه ضماد نمايند. ضماد من نرم كننده ورمها بوده و جهت درد شقيقه مفيد است . ضماد پخته آن جهت ورمهاى گرم چشم و مقعد نافع است . جوشانده آن با آب جهت زخمهاى چركى و آهكى سودمند مى باشد و با افسنتين جهت ورم اسپرز و معده تجويز مى شود. چكاندن عصاره آن درد گوش را ساكت مى كند. جوشانده آن جهت تنگ نفس اثر عالى دارد. تنقيه جوشانده آن جهت تقويت روده ها و تسكين درد و ورم آنها مفيد است ، مقدار خوراك بذر من دو مثقال مى باشد.
اسم من ((حنا)) است !
فارسى من حنا با فتح مى باشد، و اعراب به من حنا به كسرحا و تشديد نون مى گويند. گياه من به صورت درختچه اى است كه در شمال و مشرق افريقا و عربستان و شبه قاره هند مى رويد. در ايران در نواحى جنوب ، بلوچستان و كرمان مخصوصا در بم و نرماشير به عمل مى آيم ، درختچه من به طول شش ‍ تا هفت متر قامت دارد، در جوانى بدون خار و در پيرى خاردار مى شوم و اينكه بعضى از نويسندگان اروپايى درختچه خاردار و بى خار مرا دو نوع متفاوت نوشته اند اشتباه است ، در بعضى از شهرهاى هند مخصوصا بنگاله درخت من خزان نمى كند و هميشه مانند مورد سبزى خاصى دارد. تكثير گياه من به وسيله بذر يا قلمه صورت مى گيرد، گل من كه داروسازان سنتى ايران به آن فاغيه لقب داده اند، سرخ مايل به سفيدى و بسيار خوشبو است و درختچه من در بنگاله سالى دو بار گل مى كند. ميوه من به قدر فلفل است .
در حديث وارد است كه من سرو گياهان سبز بوده و خضاب با برگ من شعار اهل اسلام و ايمان است . سردرد را زايل مى نمايد، و بر نور چشم مى افزايد و باه را تقويت مى نمايد.
قسمت مورد استفاده من برگ و گل من است ، اگر برگ و گل مرا با هم مخلوط كرده خضاب نمايند منافع بيشترى دارد، و حتى مى گويند گل من رنگ حنا را زايل مى كند. (اين قسمت امتحان نشده و مورد تاييد زبان خوراكيها نيست ).
متاءسفانه تاكنون تمام عوامل مفيد برگ و گل من كشف نشده ، و همينقدر مى دانند كه در برگ من تانن ، مواد چربى ، اسانس و يك ماده رنگى وجود دارد. اين ماده رنگى در برابر هوا و نور قرمز مى شود، و چنانچه مرا خيس ‍ كرده ، و در مقابل هوا و نور قرار دهيد، روى آن قرمز شده و آنچه در برابر هوا و نور نيست سبز رنگ باقى مى ماند. اگر از رنگ قرمز حنا خوشتان نمى آيد، مى توانيد از اين خاصيت استفاده كرده حضاب را در تاريكى انجام دهيد. يا با افزودن يك ماده ضد اكسيژن ، از اثر هوا در روى آن استفاده مى نمودند.
رنگ من از رنگهاى بى ضرر براى موى سر انسان است ، و از آن بيشتر در جشنها و مجالس عروسى براى رنگ كردن موى سر و صورت و كف دست و پا و آن استفاده مى نمودند.
اگر گرد كوبيده مرا با آب اكسيژنه بيست حجمى مخلوط كرده ، به موى سر خود به طور متناوب ببنديد، موهاى شما رنگ حنايى روشن با تلالو آتشين پيدا خواهد كرد، اگر آن را با قهوه مخلوط كرده خضاب نماييد موى سر شما به رنگ بلوطى در مى آيد. براى جلوگيرى از عرق كردن دست و پا، وسيله اى بهتر از خضاب با برگ من نيست و براى اين كار بهتر است آن را با برگ گردو، و يا برگ هلو مخلوط نمايند. اين خضاب ، اگزما و جرب را نيز معالجه مى كند. در صنعت منبت سازى نيز از من براى رنگ نمودن چوب استفاده مى نمايند. پشم و چرم را نيز مى توان با برگ من رنگ نمود. اگر مرا با گل ريواس مخلوط كرده بر سر ببنديد، رنگ طلايى به موى شما مى دهد.
ضماد برگ من با سركه در روى پيشانى جهت رفع سردرد دو طرفه تجويز شده است ، و با قطران و روغن زيتون جهت تقويت مو نافع است . (چون قطران سرطان زا مى باشد، افزودن آن توصيه مى نمودند).
خوردن دو مثقال خيسانده برگ من جهت يرقان و سنگهاى كليه و مثانه نافع است ، و براى درمان بند آمدن ادرار و ضد عفونى كردن مجارى ادرار نافع است ، داروسازان سنتى ايران را عقيده بر آن بود كه خوردن خيسانده من با هفت مثقال شكر جهت ابتلاى جذام به غايت مفيد است ، و چون يك ماه مجذوم آن را مرتبا بخورد و معالجه نشود درمان به آسانى ميسر نيست . شستشوى با آب جوشانده من جهت باد سرخ و سوختگى آتش و رفع التهابات جلدى سودمند مى باشد. ماليدن كوبيده برگ من روى زخمهاى آبكى نافع مى باشد. ضماد برگ كوبيده من كه با پيه مخلوط شده باشد، جهت التيام زخم خصوصا گوشه كردن ناخن مفيد مى باشد. خوردن بذر من قدر به يك مثقال با عسل و كتيرا جهت تقويت دماغ به غايت مفيد مى باشد.
خوردن يك مثقال گل من با بيست گرم آب و عسل جهت رقع انواع صداع نافع مى باشد. ماليدن من با سركه جهت صداع و به تنهايى جهت فالج و امراض دماغى و عصبى و التيام زخمها و بريدگيها و با موم و روغن گل سرخ جهت درد پهلو و كوفتگى اعضا سود فراوان دارد.
گذاشتن گل من در لباس مانع بيد زدن و كرم گذاشتن آنها است و گويند در برگ من نيز اين خاصيت وجود دارد.
روغن گل من كه از جوشانده آن در روغن زيتون به دست مى آيد، و داروسازان سنتى ايران آن را ((دهن الفاغيه )) ناميده اند، مقوى مو و نيكو كننده رنگ رخساره است ، و روغن برگ من نيز مقوى و محلل درد اعصاب و مفاصل است . زياده روى در خوردن برگ من جايز نيست ، و بهتر است هميشه آن را بالعاب اسفرزه و كتيرا ميل نمايند. هنگامى كه در وان حمام استحمام مى نمايند، يك قاشق حنا را در آب وان حل كنيد و بعد اثر آن را ببينيد.
گل مغربى
فارسى من گل مغربى است ، زيرا هميشه هنگام غروب آفتاب گل من باز مى شود و مدتى باز مى ماند.
گلهاى من درشت زرد رنگ بوده ، بوى خوشى دارند. من از خانواده حنا بوده و زادگاه من امريكاى شمالى است ، ولى امروز مرا به عنوان يك گل زينتى در اكثر نقاط ايران مى كارند و اعراب به من حشيشة الحمار مى گويند. ريشه من ضخيم و گوشتدار و داراى رنگ قرمز بوده و خوراكى است . خوردن ريشه و برگ من خون را تصفيه مى كند.
فرندل
فارسى و عربى من ((فرندل )) است و به زبان فرنگى به من ((سالى كر)) مى گويند. در سواحل درياى مازندران مى رويم . سر شاخه هاى گلدار گياه من قابض بود، و خون را بند مى آورند و به علت داشتن لعاب فراوان مرا به عنوان خلطآور و آرام كننده تجويز مى كنند. جوشانده 90 تا 100 گرم سر شاخه هاى گلدار تازه من در نيم ليتر آب جهت بند آوردن اسهالهاى خونى و ساده ، ورم روده و رفع ترشحات زنانه ، خون دماغ ، اخلاط خونى ، خونريزى در فواصل قاعدگى تجويز و توصيه شده است . اگر سر شاخه تازه در دسترس شما نبود و خواستيد از خشك آن استفاده كنيد، سى تا شصت گرم آن را مصرف نمايند. و روز خوردن آن را ادامه داده و هر روز مقدار مصرف آن را كم نماييد.
من ((علف سرفه - فرفره )) هستم !
اسم من فرفره است ، در اطراف تهران به گياه من ((پاى خر)) مى گويند. عربى من ((حشيشة السعال )) يعنى علف سرفه است ، اعراب به من ((دوست الحمار)) هم مى گويند. در كتب قديم از من به اسامى منجون و فخريون ياد شده است . من در نواحى معتدله ، مخصوصا در دامنه كوه البرز، اطراف تهران شميرانات ، سياه بيشه ، اطراف كندوان راه چالوس و هراز به عمل مى آيم . ريشه من كلفت و گوشتدار و قهوه اى رنگ است و برگهاى من به وسيله دمبرگ درازى از ريشه بيرون مى آيد. گلهاى من كه نر و ماده هستند، در انتهاى ساقه هاى فلسدار قرار دارند. نهنج آنها پهن و شبيه گل داودى است . گلهاى مرا قبل از شكفته شدن براى مصارف دارويى بايد چيد، ساقه هاى گياه من در اول بهار قبل از پيدايش برگ ظاهر مى شوند. ميوه گياه من فندقى بوده و از مشخصات آنها اين است كه يك دسته تار ظريف آنها را در بر مى گيرد. بعضى از پايه هاى من در سال دو مرتبه گل مى دهند. گلهاى من داراى جوهر مازو (تانن ) و چند ترشى و چند عامل دارويى است و از همه مهمتر داراى لعابى است كه سينه را نرم مى كند و به همين جهت در زبان فرنگى به آن ((توسيلاژ)) يعنى نرم كننده سينه مى گويند. برگهاى من داراى هيجده درصد خاكستر است كه در آن املاح سديم - پتاسيم - منيزى - گوگرد - و سيليس ديده مى شود. سابقا قبل از پيدايش توتون و تنباكو از دود و بخور آن جهت معالجه سرفه هاى خشك استفاده مى كردند، و كشيدن آن را براى درمان نزله توصيه مى نمودنند. من بادشكن بوده ، و جويدن مقدار كمى از ريشه و برگ من جهت سرفه مزمن ، تنگ نفس و قرحه سينه نافه است .ضماد برگ و ريشه من با عسل جهت مداواى باد سرخ و گشودن دهانده دمل و التيام زخمها به كار مى رود. حمول آن با عسل خارج كننده جنين مرده و زنده است . در داروسازى جديد فقط از گلهاى ناشكفته من استفاده مى كنند كه خلطآور بوده و سينه را نرم مى كند، و براى درمان لازنژيت ، برنشيت ، گريپ ، سرفه نزله و بيمارى هاى سينه مفيد مى باشد، و براى پايين آوردن تب و معالجه بيماريهاى كليه و مثانه سودمند مى باشد. اگر اشخاص مسن برگهاى مرا دود كرده و مانند سيگار بكشند، اخلاط سينه آنها به آسانى خارج مى شود. طبق آزمايشى كه به وسيله نويسنده كتاب ((زبان خوراكيها)) به عمل آمده است . افرودن مقدار كمى از برگهاى من به توتون و تنباكو از مضرات آنها مى كاهد. مقدار خوراك گلهاى من به طور دمكرده بيست تا سى در هزار، دو تا چهار فنجان در روز است . ولى قبل از نوشيدن بايستى آن را صاف كرد. شيره تازه برگ و گل من 3 تا 9 گرم مخلوط با عسل يا شير تجويز مى شود.
اسم من ((وسمه )) است !
خضاب من با آب نمك براى سردرد نافع است . براى تقويت مو، مؤ ثرم . سرمه من را براى جلوگيرى از آبريزش چشم تجويز كنيد. سابقا عقيده داشتند كه اگر مرا به ابرو بكشند، قوه بينايى را زياد مى كنم . از خاصيت ضد عفونى كنندگى برخوردارم و اگر موى شما رشدش كم است از من سود بريد تا رشد آن را زياد كنم .
فارسى من وسمه است اعراب به من ((كتم )) مى گويند. در مازندران به من شالخنى يعنى حناى شغال مى گويند. بعضيها به غلط مرا ((بيل برى )) ناميده اند و اين اشتباه است ، زيرا گياه من از خانواده صليبيان و انواع درختچه نيل از خانواده پروانه واران مى باشند. ميوه درخت من خورجينى است و به قدر فلفل است و پس از رسيدن سياه مى شود. من انواع كوهى و بيابانى دارم ، گلهاى من زرد رنگ مى باشد و در برگهاى من ماده رنگ كننده اى وجود دارد كه سابقا براى رنگ كردن ابرو از آن استفاده مى كردند و عقيده عموم بر آن بود كه علاوه بر تقويت موى ابرو، قوه بينايى را نيز تقويت مى نمايد، ماده رنگى برگ من سبز مايل به آبى است ولى در اثر اكسيژن هوا به رنگ نيلى در مى آيد و به همين جهت بود كه سابقا نوعى نيل از من استخراج مى كردند كه شباهت زيادى به فراورده هاى درختچه نيل داشت . ايرانيان را عقيده بر آن بود كه بايد مرا صبح چيد و با يك آفتاب خشك كرد و پس از غروب آن را كوبيد و كيسه كرد تا فاسد نشود. گياه من در مازندران ، كرمان و بلوچستان مى رويد و بهترين نوع من كرمانى است كه رنگ آن مشكى تر است . اگر مى خواهيد موى سر يا ريش خود را با كوبيده برگ من مشكى كنيد، قبلا آن را خوب بشوئيد تا چربى آن گرفته شود و بعد ابتدا موها را با حنا به صورت آستر رنگ كنيد و بعد بشوييد و سپس كوبيده برگ مرا كه با آب خمير كرده و يا پخته روى آن ببنديد و بگذاريد رنگ بگيرد تا رنگ آن نيكو و شفاف شود.
برگ من داراى خاصيت ضد عفونى كننده جلدى است ، و خضاب آن با آب و نمك و همچنين بخور آن براى سردرد نافع است .
روغن من كه برگ مرا با هموزن آن روغن كنجد در وسمه جوش يا ظرفى ديگر با آتشى ملايم پخته باشند، براى تقويت و درازى مو اثرى انكارناپذير دارد. ماليدن اين روغن جهت بواسير و امراض مقعد مخصوصا شقاق نافع است ، آب برگ و جوشانده برگ من قى آور است ، و سابقا كه واكسن هارى وجود نداشت ، هارى را با جوشانده برگ من مداوا مى كردند. سرمه برگ من جهت آبريزش چشم سابقا تجويز مى شد، چون بيخ گياه مرا با آب بجوشانيد تا غليظ شود، براى نوشتن جانشين مداد مى باشد. در خاتمه بد نيست بدانيد كه مرا در دكانهاى عطارى به نام رنگ حنا مى فروشند.
درختچه فيل
انواع درختچه نيل در مناطق گرمسير به عمل مى آيند. تاكنون 250 گونه از آنهاديده شده . كشت آنها قبل از تهيه نيل مصنوعى معمول بود، ولى اكنون متروك شده است . از نيل علاوه بر مصرف رنگرزى در تداوى نيز به علت خاصيت ضد عفونى كننده آن استفاده مى نمايند.
ما ((مخلصه )) هستيم !
داروسازان سنتى ايران ما را از آن جهت مخلصه ناميده اند كه معتقد بودند هركس بذر ما را بخورد، از سم حشرات حتى مار و عقرب خلاص شده و در امان خواهد بود. من انواع بسيار دارم كه بر حسب اماكن مختلف تغيير شكل مى دهم و تاكنون بيش از صد و بيست گونه از ما شناخته شده ، و به انواع گونه هاى مختلف ما گل كتانى ، دهان شير، قليحه ، گيانوروزى ، محاجم ، ايواح ، حباحب ، گشنيز كوهى ، بلبل شامى و ترياق كوهى مى گويند. به يك نوع ما در شيراز كار ديك گويند.
در كتب داروسازان جديد سخن از پادزهر بوده ما در ميان نيست ، فقط ما را ملين ، مسهل و عرق آور و كمى مخدر مى دانند و علت اين اختلاف عقيده براى آن است كه خاصيت ضد زهر افعى و ساير حشرات در تمام انواع ما يكسان نيست ، و مخصوصا در انواع خارجى ما خيلى كم است و بر عكس ‍ در يك نوع ما كه در شنزارهاى رمل مى رويد و به آن ترياق كوهى مى گويند، فوق العاده زياد است و هركس يك مثقال از برگ آن را بخورد، حتى از عوارض سم افعى خلاص مى شود. اين بذر يكى از اقلام مهم ترياق كبير است كه بهترين نوع آن در ماسه هاى اطراف شبانكاره كه از توابع بوشهر مى باشد به عمل مى آيد و در جاهاى ديگر كمتر ديده شده است .
مامخلصه ها، همه در خانواده گل ميمون قرار داريم ، يك نوع ما كه در بلوچستان روييده ، و حباحب و جوزار ماتيوس ناميده مى شود، و براى رفع بيماريهاى پوستى تجويز مى شود و از تحريكات جلدى مى كاهد و ضماد آن براى بواسير مفيد است . نوع ديگر ما كه در شمال ايران ، اطراف تهران ، كرج ، خراسان و اصفحان مى رويد و برگهايى تير و كمانى به رنگ سبز دارد، و به اعراب لبلاب - احرش والاطينى گويند، داراى اثر مسهلى و ضد رقت خون است و جراحات را، ضماد آن التيام مى دهد. گل كتانى كه برگهاى آن شبيه به گياه كتاه است . در اواسط بهار مى رويد و در اواسط تابستان گل مى دهد، و گل آن صورتى و يا كمى آبى است و آن را به عنوان يك گياه زينتى مى كارند و به آن گل كتانى ، كتان و حشى و مكنسه گويند و گل كتانى چنگ كه به عنوان يك گل زينتى در گلخانه هاى تهران به عمل مى آيد. زادگاه اوليه آن سيبرى است و به همين جهت است كه آن را گل كتانى سيبرى گويند. عربى آن حشيشة الشقوق و تركى آن ((زبل اوتى )) است .
خوردن بذر ما جهت رفع قولنج ، تقويت معده ، كبد و اعصاب و رفع درد مفاصل و درد پشت تجويز مى شود. به عنوان پادزهر حشرات ، چه آن را قبل از گزيدن و چه بعد از گزيدن بخورد، نافع است ، مقدار خوراك آن يك مثقال است .
اسم من ((سنا)) است !
فارسى و عربى من سنا است ، در بلوچستان به انواع من كاس پيند، نيل تاك ، ديدوال و سناكورى گويند. انواع و اقسام من همه داراى خاصيت مسهلى مى باشند. زادگاه اوليه من افريقا، عربستان ، هندوستان و بلوچستان است . قسمت مورد استفاده انواع گياه من برگچه و ميوه من است .
ميوه من غالبا سناى هندى ناميده مى شود. برگهاى من مركب بوده و معمولا از پنج تا هفت زوج برگچه تشكيل شده است . برگچه ها دراز، باريك و نوك تيز هستند، گلهاى من زرد رنگ و ميوه من غلافى بدون انحنا مى باشد. برگهاى مرا در بهار بايد چيد، ولى يك نوع من تابستانى است كه برگ آن عريضتر و گل آن زرد است و در عربستان سعودى آن را شرق نامند. ميوه اين گونه سنا مسطح و داراى دو كنار قوسى است كه انحناى يكى از كناره ها كمتر است .
نوع ايرانى من كه به سناى فارسى معروف است ، در بلوچستان ، بندر عباس ‍ و جنوب ايران مى رويد. ضخامت برگچه هاى آن زياد است ، و هر برگچه داراى دمبرگ كوتاهى به رنگ نارنجى است . ميوه من نيز با سناى مكى فرق فاحش دارد كناره هاى ميوه من بر خلاف سناى هندى و مكى تحدب زيادتر داشته و رنگ آن مايل به قهوه اى است . در برگچه و ميوه من عوامل دارويى گوناگون وجود دارد، و به علاوه داراى كمى صمغ ، املاح منيزى و نوعى قند است كه مقدار آنها در گياهان خودرو و پرورش يافته فرق مى كند.
برگچه و ميوه من داراى اثر مسهلى است ، و به مقدار كم مختصرى ايجاد دل پيچه مى كند و به همين جهت در طب جديد آن را همراه با كمى بلادن تجويز مى نمايند ولى داروسازان سنتى ايران مرا با روغن بادام يا گل سرخ به مريضها مى دادنند تا عوارض برگچه هاى مرا قبل از مصرف 48 ساعت در چهار برابر وزن آن الكل 95 درجه قرار مى دهند. با اين عمل از قدرت مسهلى من كاسته شده ، و عوارض آن برطرف مى شود. برگچه هاى من اگر مدتى در آب جوشيده شوند، اثر مسهلى خود را از دست خواهند داد. تجويز من براى زنان باردار و بچه شيرده ممنوع است ، مگر موقعى كه بخواهند به بچه شيرخوار مسهل بدهند. در اين صورت به مادر سنا مى دهند تا شير او در كودك حالت مسهلى ايجاد نمايد. من مسهل بلغم ، سودا و صفرا هستم ، و اخلاط سوخته را دفع مى نمايم من مقوى و ضد عفونى كننده پوست بدن هستم ، مرا جهت درد شقيقه ، صداع كهنه ، جنون ، درد پهلو، تنگى نفس ، قولنج ، سياتيك ، نقرس ، داءالثعلب ، داءالحيه ، زخمهاى كهنه ، كشتن كرم معده ، ترك دست و پا و درد مفاصل تجويز مى نمايند. نوشيدن جوشانده چهار گرم برگ من در شانزده گرم روغن زيتون كه به نصف برسد، جهت درد كمر و بواسير نافع است ، خوردن يك مثقال كوبيده برگ من با عسل سه روز متوالى تا هفت روز جهت برطرف شدن درد مفاصل و نقرس سودمند مى باشد. مقدار خوراك برگ من سه تاپنج گرم است ، و اين مقدار ابتدا توليد قراقر در شكم كرده ، و بعد اثر دفع بطور خفيف ظاهر مى شود، و پس از پنج تا شش ساعت كامل مى گردد. دمكرده 10 تا 300 گرم آب ، به عنوان مسهل و يك چهارم آن به عنوان ملين داده مى شود. كسانى كه از برگچه و ميوه من به عنوان مسهل استفاده مى كنند نبايد قليائيات مثل جوش شيرين و آب آهك مصرف نمايند.
قره تاج
فارسى من قره تاج است ، اعراب به من ام الكلب و اناغورس گويند. من جنگهاى كردستان به مقدار زياد مى رويم و در خارج از ايران در منطقه مديترانه و بعضى از نواحى آسياه به عمل مى آيم - درخته من سك تا سه متر طول دارد و داراى برگهاى مركب از سه تا برگ و دمبرگ دراز است . گلهاى من به رنگ زرد و ميوه من به صورت غلاف قوسى شكل است . از تمام قسمتهاى مختلف گياه من بوى نامطبوع استشمام مى شود.
ميوه من كه شبيه لوبيا مى باشد. داراى اثر سمى است و غالبا اطفال آن را با لوبيا اشتباه كرده مسموم مى شوند. شير حيواناتى كه از گياه من بخورند بدبو مى شود. در دانه هاى من يك ماده رنگى يك ماده روغنى وجود دارد. برگ ، ساقه و ريشه گياه من به مقدار كم مسهل و ضد كرم بوده ، قى آور و قاعده آور است . داروسازان سنتى ايران گياه مرا بهترين درمان هارى و پادزهر سموم حشرات مى دانستند و آن را ينبوب مى ناميدند.
ما ((درمنه )) هستيم !
ما چند نوع گياه هستيم كه خاصيت اصلى سرشاخه هاى گلدار و برگ ما، كشتن كرم بوده ، و بطور خودرو در سرتاسر ايران و تركستان شوروى مى روييم ، به انواع ما درمنه خراسانى ، درمنه تركى ، درمنه ارمنى ، علف جاروب ، خنجك و قيصوم انثى مى گويند. عربى ما شيح و نبات سنتونين است و اعراب به مرغوبيترين ما شيح خراسانى مى گويند. كارخانجات داروسازى روسيه از محصول تركستان يك ماده عامله دارويى ضد كرم ، به نام سنتوتين مى گيرند كه تا چند سال پيش معروفترين و پربهاترين داروى ضد كرم بوده . گلهاى ناشكفته آن كه در اواخر خرداد اوايل تير چيده مى شوند، تا 6/3 درصد سنتوتين دارند.
چهل سال پيش مقادير زيادى از محصول ايران به آلمان صادر شد، متاءسفانه نمونه هاى ارسالى يا فاقد سنتوتين بود يا حداكثر ده درصد داشت .
به عقيده نويسنده زبان خوراكيها، مقدار سنتوتين بستگى به موقع برداشت محصول و طرز نگاهدارى آن دارد، چنانچه از 25 خرداد تا دهم تير گلهاى ناشكفته را چيد و سنتوتين آنها را به وسيله آهك تثبيت نماييم ، مقدار زيادى سنتوتين خواهد داشت .
سنتوتين كرمهاى دراز معده را كشته ، يا بيهوش مى كند و معمولا آن را با يك مسهل مى دانند تا كرمهاى بيهوش شده ساقط شوند. نوع ديگر ما كه به درمنه تركى معروف بوده ، و در كتب قديم آن را درمنه كوهى ناميده اند در خراسان ، كرمان ، بلوچستان ، قلعه دختر، كوه لاله زار. كوه نصر و كوه هراز مى رويد بهترين داروى ضد كرم است ، ولى همانطور كه قبلا اشاره شد، در نمونه هاى ارسالى به آلمان حداكثر 25/0 درصد در آنهاسنتوتين ديده شد. يك نوع ديگر ما كه به علف جاروب معروف است ، و در اطراف تهران ، رباط كريم و شيراز مى رويد داراى اثر ضد كرم بوده ، ولى در آن سنتوتين ديده نشده است و ماده عامله آن معلوم نيست . مقدار خوراك انواع درمنه دو تا شش گرم است كه به طور جوشانده مى نوشند و يا تنقيه مى نمايند، و تا ده گرم مى توان آن را خورد. درمنه بر سنتوتين رجحان دارد و نبايد آن را به طفل كمتر از دو سال داد
انواع درمنه و سنتوتين ، قند ادرار را كم مى كند و يكى از داروهاى ضد مرض ‍ قند مى باشد. ما درمنه ها باز كننده گرفتگيهاى داخلى معده و از بين برنده بلغم بادشكن مى باشيم . ضماد گياه ما جهت درمان گرى و ريزش مو سودمند مى باشد و چنانچه مار را روى محل نيش عقرب بگذاريد، نافع است . جوشانده ما جهت مداواى تنگ نفس - سكسكه - و دل پيچه و درد كشاله ران تجويز مى شود. در كتب قديم درمنه ترك به دانه هاى گياهى ديگرى اطلاق مى شد كه بعدا خود را معرفى خواهد كرد.
اسم من ((ماست )) است !
فارسى من ماست است . اعراب به من لبن الحامض گويند. تركان به من ((يوغورت )) مى گونيد، و چون مرا تركان از راه بلغارستان به كشورهاى اروپايى برده اند، و در بيشتر كشورهاى خارجى اسم تركى من به كار رفته است . برادر من پنير هنگام معرفى خود معمايى مطرح كرد و پرسيد آيا كسى مى داند نخستين ماست را چگونه را تهيه كردند؟ سوال بسيار جالبى بود، زيرا براى تهيه ماست تازه ، بايستى به آن از ماست كهنه بزنند و چون در روز اول ماستى درد دسترس انسان نبوده است ، تهيه ماست بدون مايه معمايى است كه تاكنون كمتر كسى به آن پاسخ صحيح داده است . اما از آنجايى كه هيچ سرى نبايد از خوانندگان زبان خوراكيها پنهان بماند، من امروز مى خواهم از روى اين راز پرده برداشته ، و آن را فاش نمايم ، و ضمنا ثابت كنم كه زادگاه اوليه من ايران بوده و از ايران به بلغارستان رفته و جهانگير شده است . براى تهيه من بايستى شير را جوشانده و بعد به آن يك قاشق ماست زده ، سر آن را پوشانده بگذارند تا شير منعقد شده و سفت گردد. اين كارى است كه هزارها سال است معمول است .
براى تهيه ماست سفت بايستى شير را پس از آنكه چربى آن را گرفتند، بجوشانند تا غليظ شود و بعد به مايه زده بگذارند بسته شود.
عامل انعقاد شير در اينجا موجودات زنده ذره بينى است كه در ماست وجود دارد و در روى شير رشد كرده ، و باعث انعقاد آن مى گردد، علاوه بر عامل فوق عوامل ديگرى در ماست به مرور ايام پيدا شده و قند شير را به ترشى بدل مى كنند، و به اين ترتيب خواص اصلى مرا كمى تغيير مى دهند ولى اگر شما بتوانيد مرا بدون ماست كهنه تهيه كنيد، به زودى ترش نشده و خواص بيشترى خواهم داشت . اكنون گوش كنيد تا من اين راز بزرگ را براى شما علنى نمايم .
در ايران در كردستان و نزديك خانه گياهى در اطراف يك آب معدنى مى رويد كه فارسى آن ((علف ماست )) بوده و اهالى محل به آن ((يوغورت اوتى )) مى گويند. اين گياه از خانواده شير پنير است و شير پنير آن را براى شما معرفى خواهد كرد. شيره اين گياه شير را منعقد كرده ، و تبديل به ماست مى كند، وماستى كه با اين گياه تهيه شود، به مراتب مفيدتر، خوشبوتر و خوشمزه تر خواهد بود. در اين ماست اكسير طول عمر به مراتب بيشتر از ماست معمولى است . چنانچه ماست ترش شده را در كيسه انداخته و آب آن را بگيريد، با آن مى توانيد كشك و قره قروت تهيه نماييد كه شرح مفصل آن در معرفى كشك داده شده است . من سرشار از مواد سفيده اى گوناگون و انواع ويتامين ((ب )) هستم ، ضمنا داراى ويتامين ((ث )) و ويتامينهاى محلول در چربى ، مثل ويتامين ((آ- د - اف - و اى )) مى باشم و تمام تركيبات و خواص شير در من جمع شده است . بر خلاف شايع ماستى كه چربى آن گرفته شده باشد، به مراتب بهتر از ماست چرب مى باشد. چون اين ماست داراى ويتامينهاى محلول در آب مثل ويتامينهاى ب و ث به مقدار زياد است ، توت تنها مقصى كه دارد، مقدار ويتامينهاى محلول در چربى آن كم شده است . من مسكن تشنگى و يكى از بهترين نانخورشها مى باشم . عمر را زياد مى كنم و كسانى كه در غذاى روزانه آنها هميشه ماست وجود دارد، داراى عمر طولانى تواءم سلامتى مى باشند. من معده را تقويت مى كنم و به هضم غذا كمك مى نمايم . من به علت داشتن ويتامينهاى ((ب )) اعصاب را تقويت مى نمايم و به آن آرامش ‍ مى بخشم . من مسكن حرارت جگر و التهابات داخلى هستم . قند من ادرار را زياد مى كند. شستشوى سر با مسكن من مو را تقويت مى كند و از ريزش ‍ آن مى كاهد. ماليدن من به دست صورت باعث نرمى و لطافت پوست شده و از امراض جلدى مخصوصا جوش غرور جلوگيرى مى نمايد. ماليدن رويه من بر سر دماغ را تازه مى كند، بهترين وسيله جلوگيرى و معالجه آن ماليدن من مى باشد. در فصل تابستان اگر خواستيد خرما ميل نماييد، آن را با من مخلوط كنيد تا از شدت گرمى آن بكاهم . در فصل تابستان خوردن آبدوغ خيار را كه يكى از غذاهاى سنتى ايرانيان است فراموش ننماييد.
  نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1390ساعت 10:27  توسط شادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM